راجع به فراهم بودن شرايط ظهور امام زمان
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليک يا ابا صالح المهدي ادرکني
خوشا به حال کسي که {حضرت} قائم از اهل بيت مرا درک نمايد در حالي که در زمان غيبت او پيش از ظهورش، به امامت او معتقد بوده و با دوستان او دوستي و با دشمنان او دشمني کرده باشد. چنين کسي از رفقا و دوستان من و از گراميترين افراد امتم نزد من در قيامت خواهد بود.
ظهور اقا امام زمان نياز به گذشت زمان، شکوفايي عقل و دانش بشري دارد تا جهان به استقبال مهدي (ع)، و عدل و آزادي برود. اگر آقا بيش از فراهم شدن مقدمات در ميان مردم ظاهر شود سرنوشتي چون ديگر حجت هاي الهي( شهادت) يافته و قبل از تحقق آن آرمان بزرگ ديده از جهان فرو خواهد بست.امام باقر (ع) مي فرمايند: براي حضرت قائم (عج) غيبتي است قبل از ظهور . راوي علت آن را پرسيد: امام فرمود براي جلوگيري از کشته شدن.
امتحان خلق مردم در عصر غيبت آقا در بوته آزمايش قرار مي گيرند و مراتب استوار ي آنان در ايمان
و اعتقاد سنجيده مي شود.
اولا: کسي نمي تواند به طور يقين اظهار اطلاع کند يعني بگويد همه شرايط فراهم شده است، زيرا خود اين ادعا احتياج به علم به جميع شرايط دارد چون ممکن است احاديث متضمن بيان همه شرايط نباشند.
ثانيا: بر فرض که شرايط ، منحصر در آن موارد باشد که در روايات آمده است با اين حال همانطور که صدوق – عليه الرحمه- فرموده است واقعا نمي توان مطمئن بود که فرضا همان سيصد و سيزده نفر اصحاب خاص و سائر شرايط موجود شده باشد.
چون اگر تمام اوضاع و شرايط بر حسب ظاهر حکايت از فراهم بودن زمينه ظهور داشت ، بدون اين که مثلا وجود افراد خالصي راکه بتوانند در شمار سيصد و سيزده نفر از اصحاب حضرت صاحب عليه السلام باشند انکار کنيم. اين ادعا را هم نمي توانيم بکنيم که همه افراد مانند "سلمان" و "ابوذر" و "مقداد" و "رشيد هجري" و "اصحاب کربلا" مي باشند.
در وضعيت کنوني باهمه ادعاهايي که در جامعه ما براي بازگشت به اسلام و اسلام خواهي مطرح مي شود و البته باعث افتخار است اما باز هم مي بينيم احکام الهي زا در بسياري از مسائل سياسي، اقتصادي ، اجتماعي، خيلي ها زير سئوال مي برند و تا آنجا که بعضي احکام دين را که پيغمبر (ص) مي دانند به اين بهانه از زير بار تکليف شانه خالي مي کنند، با وجود چنين اشخاصي و حوادثي چگونه بگوييم اوضاع براي ظهور آماده شده است تا چه رسد به اين که از علت تاخير سئوال کنيم بنابراين در اين مسئله سزاوار است تسليم حکم و اراده خداوند عالم باشيم و فضيلت انتظار ظهور رااز دست ندهيم و محجوب بودن آن حضرت را به اعمال خود نشبت بدهيم و هميشه ياد آن حضرت رادر دل هاي مان زنده نگهداريم و سعي کنيم از طريق اصلاخ اعمال خود زمينه ظهور حضرتش را هر چه بيش تر فراهم کنيم .
چشم انتظاري لحظه به لحظه
بعضي از احاديثي که تکاليف زمان غيبت را بيان ميکند ، دلالت بر لزوم و وجوب انتظار سريع و وفري و چشم به راه بودن ظهور در هر زمان دارد. شيخ طبرسي و ثقه الاسلام کليني و شيخ الطائفه صدوق – روايت مي کنند که حضرت صادق عليه السلام فرمودند:
هر زمان که شما انتظار فرج و گشايش را هر صبح و شام داشته باشيد.حديثي که امام مهدي عليه السلام در نامه خويش براي شيخ ميد فرستادند ، فرمودند :
فليعمل کل امر منکم بما يقرب به من محبتنا ، و يتجنب ما يدنيه من کراهتنا و سخطنا، بان امرنا بغته فجاه
پس هر يک از شما بايد بدانچه به وسيله اش به دوستي ما نزديک مي گردد، و از آنچه او را به خشم و ناراحتي ما نزديک نمايد، بايد دوري کند زيرا فرج ما آني و ناگهاني پديدار مي شود.
امام صادق (ع) در تشريح دين حق فرمودند:
الورع والعقه والصلاح ...(الي قوله:) .انتظار الفرج بالصبر
خويشتنداري و پاکي و درستکاري ...( تا آنکه فرمودند) و انتظار فرج همراه با صبر و شکيبائي
واز اميرالمومنين (ع) است که فرمودند:
انتظروالفرج، لايتاءسومن روح الله، فان احب الاعمال الي الله عزوجل، انتظار الفرج
انتظار فرج و گشايش را داشته باشيد، و از رحمت خداوندي نااميد نشوند.زير دوست داشتني ترين کردارها نزد خداوند ، چشم براهي فرج است.
و صدوق از پيامبر اکرم (ص) نقل کرده که از حضرتش پرسيدند:
يا رسول الله، متي يخرج القائم من ذريتک؟ فقال: مثله مثل الساعه لا يجليها لوقتها الاالله عزوجل.لاتاءتيکم الا بغته.
اي پيامبر خدا، چه هنگام قائم از فرزندان تو قيام مي کند؟فرمود: مثل – زمان بر÷ائي اش – بسان- برپادي – قيامت است که بر هيچکس جز خداي بزرگ مرتبه آشکار نيست. – فرج – نابهنگام بسويتان روي مي آورد.
حضرت رضا (ع) فرمودند:
ما احسن الصبروانتظار الفرج. اما سمعت قول الله عزوجل: فارتقبوا اني معکم رقيب ... فانتظروا اني معکم من المنتظرين " فعليکم بالصبر، فانمايجي الفرج علي الياس
چه نيکوست شکيبائي و انتظار گشايش و مگر سخن خداوند بلند مرتبه را نشنيده اي که فرمود:" چشم براه باشيد که من با شما از چشم براهانم و انتظار کشيد که من نيز چون شما منتظرم". بر مشا باد شکيبائي ، همانا گشايش، پس نوميدي به شما روي مي آورد .
فضيل از امباقر پرسيد که آيا براي ظهور وقتي معين شده است؟ امام(ع) سه بار فرمود"کذب الوقاتون"
کميت از آن حضرت پرسيد که چه وقت حضرت مهدي(عج) ظهور مي کند، امام (ع) فرمود: "لقد سئل رسول الله (ص) عن ذلک فقال انما مثله کمثل ساعه لا تاتيکم الا بغته
از پيامبر (ص) همين مطلب پرسيده شد. حضرت فرمودند: مثل ظهور مهدي (ع) همچون برپايي قيامت است وکسي جز خدا از وقت آن آگاه نيست و مهدي نمي آيد مگر ناگهاني
من ا.. التوفيق
فراگیری ظلم، تفرقه بین مسلمین، گسترش گناه، خرابی عراق، جنگ اعراب، دنیا طلبی، وحشت زیاد، سختی قلب ها، طلب حج برای غیر خدا، استیلاء اهل باطل بر اهل حق، مستی از مال، تحقیر بزرگ ها توسط کوچک ها، ثناگوئی و چاپلوسی فرآوان، سکوت مؤمن از حقایق، کم فروشی، آشوب فرآوان، علنی شدن قمار، سنگین شدن شنیدن قرآن و آسان شدن شنیدن صوت های باطل، نهی از منکر مؤمن به قلب او، همراهی مردم با زورمندان، مذمت طالب مال حلال و مدح طالب مال حرام، بی توجهی به اوقات نماز اول وقت، روی آوردن دنیا به مردم، رفتن علم، سرمایه دار اموال خود را از حقوق شرعی پاک نمی گرداند، سرمایه دار عزیزتر از مؤمن می شود، بی حجابی و خود نمائی و بی حیائی زن ها، بی غیرتی مردها، سختی در دین داری، گسترش بی دینی، یأس از اصلاح اوضاع، آؤزوی مرگ در صبح و شام، نابودی دو ثلث مردم، شیوع کسب های حرام، بسته شدن راه خیر و باز شده راه شر، دست یابی زنان به حکومت و امور دیگر، بیان دین بر طبق آراء ضعیف افراد، زینت شدن مساجد، اهمیت به شکم و شهوت، پیشی گرفتن جنگ بر آبادی، چشم و همچشمی و تقلید از بدکاران، خروج سفیانی، کهنه شدن نشانه های حق، هر سال بدعت ها بیشتر می شود، تشابه زنان به مردان و مردان به زنان، دین لقلقه زبان می گردد، علما کم می شود، مردی امر به معروف می کند و نصیحت شونده می گوید به تو مربوط نیست، حلال شدن حرام و حرام شدن حلال، بی توجهی به قرآن و تفسیر بلند شدن ساختمان ها، تبعیت از سرمایه دار، آشکارا شدن لهو و گناه و ترس از منع آن، نابودی خویشاوندی ، اطاعت مرد از همسرش، آسان شدن خونریزی،خرج کردن در راه حرام و ...
انتظار ظهور امام زمان(عج) به معنای انتظار برای پر شدن جهان از عدل و داد و عدالت برای همه انسانها، انتظار رفع ظلم از صحنه زندگی بشر و انتظار فرا رسیدن دنیایی برتر از لحاظ مادی و معنوی است و بر همین اساس است كه جهان چشم انتظار مولود مبارك و معظم است كه بشریت تشنه هدایت و رهبری اوست. انتظار یعنی اشتیاق انسان برای دسترسی به وضعی برتر و بالاتر است و این حالتی است كه بشر همیشه باید در خود حفظ كند و پيوسته در حال انتظار فرج باشد. برای تحقق ظهور امام زمان(عج) وجود ظلم و جور شرط كافی نیست و وجود انسانهای صالح، انگیزههای قوی، ایمانهای راسخ، گامهای استوار و نیز دلهای روشن لازم و ضروری است.
سخنرانی مقام معظم رهبری
نیمه شعبان 1375
امام باقر(ع)فرمود: منادی به اسم قائم ندا می دهد ... و همه اقوام به زبان خود آن را می شنوند. منتخب الاثر، ص450
امام رضا(ع)فرمود: قائم کسی است که منادی از آسمان برای او ندا می دهد آگاه باشید که حجت خدا در خانه خدا ظهور کرد از او اطاعت کنید که حق با او و در اوست. بناییع الموده، ص448
نداهای آسمانی در چند زمان و سپس نداهای انحرافی ابلیس پخش می شود
امام باقر(ع)فرمود: ابلیس در آخر روز در زمین ندا می دهد آگاه باشید حق سفیانی و یاران اوست. منتخب الاثر، ص457
امام صادق(ع) فرمود: ما و ابوسفیان در خانئاده ای هستیم که برای حب و بغض به خدا دشمنی داریم ... ابوسفیان با رسول الله و معاویه با علی ابن ابیطالب و یزید با حسین ابن علی جنگیدند و سفیانی با قائم می جنگد. بحار، ج52، ص190
سفیانی در دمشق و سرزمین های عربی حکومت می کند و جنایات و مفاسد زیادی مرتکب می شود که در جنگ با امام لشکرش در بیداء نابود و خودش بعد جریاناتی بدست امام افتاده و کشته می شود.
آن دل که به یاد تو نباشد دل نیست
دلی که به عشقت نطپد جز گِل نیست
مردمان زمان غيبت با فضيلت ترين مردم در طول اعصارند
عن ابي حمزه المعاني عن ابن خالد الکابلي عن علي ابن الحسين زين العابدين عليه السلام في حديث طويل قال رمي آخره يا اباخالد ان اهل زمان غيبته القائلين بامامته والمنتظرين الظهوره افضل من اهل کل زمان لانالله تبارک و تعالي اعطاهم من العقول والافهام ماصارت به الغيبته عندهم بمنزله المشاهده و جعلخم في ذلک الزمان بمنزله المجاهدين بين يدي رسول الله بالسيف اولئک المخلصون حقا و شيعتنا صدقا والدعا ء الي دين الله عز و جل سرا و حهرا و قال انتظار الفرج اعظم العمل.
امام زين العابدين به ابا خالد کابلي فرمودند يا ابا خالد بدرستي که مردم زمان غيبت حضرت ولي عصر آنان که قائل به امامت او هستند و در انتظار ظهور او به سر مي برند با فضيلت ترين مردم همه زمانها هستند. بخاطر اينکه خداي بزرگ عقل و فهمي به آنان عطا فرموده است که غيبت در نزد آنان به منزله ظهور و مشاهده گشته است و مردم اين عصر را خداوند به منزله کساني که در راه خدا و در پيشگاه رسول خدا با شمشير به مبارزه بر مي خيزند قرار داده است.آنان حقيقتا افراد با خلوص هستند و شيعيان صادق ما همانها هستند و آنان داعيان به سوي دين خداي بزرگ بطور سري و علني هستند. و پس حضرت فرمودند انتظار فرج حضرت از بزرگترين و با فضيلت ترين اعمال است.
امام علی(ع)فرمودند: پدر و مادرم فدایشان باد، عده ای هستند که نامشان در آسمان معروف و در زمین مجهول است. نهج البلاغه،خطبه 187
امام صادق(ع)فرمودند: یاران مهدی مردانی هستند که شب نمی خوابند و در نماز نغمه و ناله ای شبیه زنیور دارند.
عابدان شب و شیران روزند، مطیع تر از کنیز برای مولای خویشند همانند چراغ نورانیند، مثل اینکه قلبهای آنها چراغ های نور است از خشیت و خوف خدا بیمناکند، طلب شهادت می کنند و آرزوی کشته شدن در راه خدا را دارند. بحار، جلد52، ص308
پیامبر(ص): مردمی از شرق قیام می کنند و زمینه ساز حکومت مهدی می شوند.
امام صادق(ع) فرمود: وقتی قائم ما خروج کند به کعبه تکیه دهد و 313 نفر از یاران او جمع شوند و اولین کلام او این آیه است: بقیة الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین. منتخب الاثر، ص467
امام جواد(ع)فرمود: وقتی گروه ده هزار نفره مردان برای او کامل گردد به اذن خدای عزوجل خروج می کند و همواره دشمنان خدا را می کشد تا خدای عزوجل راضی شود. بحار، ج52، ص283
سر نهم در کوی عشقت، جان دهم در راه عشقت
من چه می گویم که جز عشقت سر و جانی ندارم
امام صادق(ع) فرمود: صاحب الزمان زمین زا پر از عدل و داد می کند همان گونه که پر از ظلم و جور شده است. بحار، ج51، ص145
پیامبر فرمود: امت من در زمان مهدی به گونه ای از نعمت ها بهره مند می شوند که هرگز به مانند آن بهره مند نشده بودند. عقد الدرر، ص169
امام حسین(ع) فرمود: زمانی خواهد آمد که کسی نیازمندی را برای انفاق درهم و دینار خود نمی یابد. عقد الدرر،171
امام علی (ع) فرمود: در زمان مهدی مردم بر عبادات و دیانت و نماز جماعت روی می آورند. عقد الدرر،159
امام صادق(ع) فرمود: علم 27 حرف است و جمیع آنچه پیامبران آورده اند دو حرف است و مردم تا به حال بیش از دو حرف را نمی دانند، وقتی قائم ما قیام کند25 حرف دیگر را در بین مردم منتشر خواهد کرد. بحار،ج52، ص336
امام علی (ع) فرمود: در زمان مهدی برکات زیاد، اشرار هلاک و نیکان باقی می مانند و دشمنی برای اهل بیت نمی ماند. عقد الدرر، ص159
امام باقر(ع) فرمود: وقتی قائم ما قیام کند خدا دست رحمتش را برسر بندگان گذارد و عقل های آن ها را جمع و کامل نماید با کمال عقل ها، ایمان ها، اخلاق ها و علوم به کمال نهایی خود می رسند. اصول کافی، کتاب عقل و جهل
به چمن روی نیارم، نروم در گلزار
تو چمن زار من هستی و تو گلزار منی
فضايل حضرت
فضايل
بخارى در صحيح به سند خويش از رسول خدا (ص) روايت كرده است كه فرمود:«فاطمه پاره تن من است هر كه او را به خشم آورد مرا به خشم آورده است.»
نسايى در خصايص به سند خود از مسور بن مخرمه روايت كرده است كه گفت:«پيامبر (ص) فرمود:فاطمه پاره تن من است، هر كه او را به خشم آورد مرا به خشم آورده است.»
مسلم نيز در صحيح خود حديثى از پيامبر نقل كرده است كه فرمود:«همانا فاطمه پاره تن من است، هر آن چه او را بيازارد مرا آزار مىدهد.»
و در روايت مسلم است كه:«همانا دخترم پاره تن من است،آن چه وى را ناپسند آيد براى من نيز ناپسند است، و آن چه او را مىآزارد مرا نيز آزار دهد.»
در اصابه به نقل از صحيحين از مسور بن مخرمه نقل شده است كه گفت:
«از رسول خدا (ص) شنيدم كه بر منبر مىفرمود: فاطمه پاره تن من است، آن چه او را بيازارد مرا آزار دهد و آن چه او را ناپسند آيد مرا نيز ناپسند آيد.»
ابو نعيم در حلية الاوليا به سند خود از مسور بن مخرمه نقل كرده است كه گفت:«شنيدم رسول خدا (ص) مىفرمود:همانا فاطمه، دخترم، پاره تن من است، هر آن چه او را ناپسند آيد مرا نيز پسنديده نباشد و هر آن چه او را بيازارد مرا آزارده است.»
ابو نعيم گويد:اين روايت را عمرو بن دينار از ابن ابى مليكه از مسور و نيز ايوب سختيانى آن را از ابن ابى مليكه از عبد الله بن زبير روايت كردهاند.
ترمذى نيز در صحيح از قول پيامبر (ص) روايت كرده است كه فرمود:«فاطمه پاره تن من است آن چه او را پسند نيايد مرا نيز ناپسند باشد و آن چه او را بيازارد مرا آزارده است.»
آنگاه وى گويد:«اين حديثحسن و صحيح است.»
و نيز در همان جا آمده است:«فاطمه پاره تن من است آن چه او را مىآزارد مرا آزار دهد و آن چه او را به سختى افكند مرا به دشوارى افكنده است.»
ترمذى اين حديث را نيز حسن و صحيح دانسته است.
در شفا آمده است:«فاطمه پاره تن من است آن چه او را به خشم آرد مرا نيز به خشم آورد.»
حاكم در مستدرك به سند خود از مسور بن مخرمه نقل كرده است كه گفت:«رسول خدا (ص) فرمود:فاطمه شعبهاى از من است هر آن چه او را گشاده و مسرور مىدارد مرا شاد كند و هر آن چه او را افسرده سازد مرا غمين ساخته است.»
وى گويد:«اين حديث صحيح است.»
همچنين در همان جا به سند خود از مسور بن مخرمه نقل كرده است كه گفت:«حسن بن حسن براى خواستگارى دخترش به او پيغام فرستاد، پس او گفت: هيچ نسب و سببى در نزد من محبوبتر از نسب و سبب و خويشاوندى با شما نيست اما رسول خدا (ص) فرمود: فاطمه پاره تن يا پارهگوشت من است آن چه او را فسرده كند مرا فسرده سازد و آن چه او را شاد كند مرا مسرور كرده است و پيوندهاى خويشى در روز قيامتبريده گردد پيوند و خويشى من و دختر او پيش توست.اگر من او را به همسرى تو دهم اين پيمان را مىگيرم و (در روز قيامت) پوزش خواهانه به سويش رهسپار مىشوم.»
حاكم گويد:«اين حديث صحيح است.»
ابو الفرج اصفهانى در اغانى نوشته است:«عبد الله بن حسن مثنى بن حسن السبط بر عمر بن عبد العزيز وارد شد، در آن هنگام عبد الله جوانى باوقار و نمكين بود.عمر جاى او را در صدر مجلس قرار داد و احترامش گذاشت و خواستههاى او را روا كرد.يكى از عمر بن عبد العزيز علت اين رفتار را جويا شد و وى پاسخ داد:افراد موثق برايم حديثى نقل كردهاند كه گويى خود آن را از دهان رسول خدا (ص) شنيدهام.آن حضرت فرمود:همانا فاطمه پاره تن من است هر آن چه او را شاد دارد مرا خوشحال مىكند و هر آنچه او را به خشم آورد مرا ناراحت كرده است.بنابراين عبد الله نيز پارهاى از پاره تن رسول خداست.»
شدت علاقه پيامبر (ص) به فاطمه (س)
حاكم در مستدرك به سند خود از ابو ثعلبه خشنى نقل كرده است كه گفت:«عادت رسول خدا (ص) بر اين بود كه چون از جنگ يا سفرى بازمىگشتبه مسجد مىرفت و دو ركعت نماز مىگزارد، آنگاه به فاطمه درود مىفرستاد و سپس پيش همسرانش مىرفت.»
همچنين وى به سند خود از ابن عمران نقل كرده است كه گفت:«پيامبر (ص) چون قصد مسافرت داشت، آخرين كسى را كه وداع مىگفت فاطمه بود و چون از سفرى بازمىگشت نخستين كسى را كه مىديد فاطمه بود.»
ابن شهر آشوب در مناقب با چند سند از عايشه نقل كرده است كه گفت:«على (ع) از پيامبر-كه ميان او و فاطمه كه در بستر خوابيده بودند،نشسته بود-پرسيد:كدام يك از ما پيش تو محبوبتريم من يا او (فاطمه) ؟پيامبر فرمود:او نزد من محبوبتر است و تو عزيزترى.»
در پاسخ به اين پرسش،نمىتوان جوابى بهتر از اين يافت.فاطمه را از روى مهربانى و شفقت محبوب مىداند و على را به خاطر بزرگى در فضل و جايگاهش عزيز مىشمارد.
منبع:
كتاب: سيره معصومان جلد 2،ص 12 ، 13 و 19
نويسنده: سيد محسن امين
ترجمه: على حجتى كرمانى
فاطمه عليها سلام در انديشه امام خميني
حضرت امام خميني (ره) از فرزندان حضرت زهرا(س) است و در مکتب او پرورش يافته و عمر شريف خويش را در اهداف والاي اسلام واهل بيت(ع) سپري نموده است. هم زماني ميلاد امام خميني و ميلاد فاطمه زهرا(س) بر اهميت اين مناسبت، دو چندان، افزوده است. حضرت امام در برخي از پيام ها و سخنراني هاي خود به ترسيم و توصيف شخصيت جاودانه فاطمه زهرا(س) پرداخته اند، اما به اين نکته نيز بايد توجه داشت که آنچه بيان کرده اند تنها اشاره به بخشي از فضايل بي پايان و وصف ناشدني زهراي مرضيه(س) است، که تبيين همه آن، اصولا از قدرت بشر خارج است.
اينک سخنان حضرت امام را تحت عناويني چند ، به شما خواننده گرامي تقديم مي داريم:
1- فاطمه (س) مايه افتخار
دردنيايي که درآن زندگي مي کنيم، از گذشته تا حال، انسان ها برحسب ديدگاه خود از جهان و انسان و زندگي، به اشياء يا اشخاصي افتخار مي کرده اند و آنها را مايه فخر و مباهات خود دانسته اند، اما حضرت امام، فاطمه زهرا( س) را مايه افتخار مي دانند.
الف) افتخار جهان هستي
روز پر افتخار ولادت زني [ است] که از معجزات تاريخ و افتخارات عالم وجود است.(1)
ادامه مطلب
فاطمه عليها السلام به روايت اهل بيت عليهم السلام
كلمات و سخنان معصـومان(ع) در بـاره كـرامت و عظمت و مقام والاى آن بزرگ بانوى اسلام بسيار است كه در نـوشته بخشى اندك از آن را بيان مى كنيم.
فاطمه از نگاه پيامبرصلوات الله عليه
پيامبر گرامـى اسلام در مـوارد گوناگـون و به مناسبت هاى مختلف و تعبيـرات متفاوت دربـاره مقام و عظمت فاطمه(س) سخـن گفته است.
رسول خدا كه خود مربى آن حضرت بـوده و در پرورش جنبه هاى وجـودى فاطمه زهرا(س) بزرگتـريـن نقـش را داشته است، بهتـر از هـر كـس مى تواند در باره او و ويژگيهاى والايش سخـن بگويد. در ايـن قسمت به چنـد گفتار از پيامبـر(ص) در باره فاطمه(س) بسنـده مـى شـود.
ادامه مطلب
پس از اینکه حضرت علی (ع) طبق وصیّت دخت پیامبر، شبانه پیکر مطهر بزرگ بانوی اسلام را غسل داد و کفن پیچید و مخفیانه به خاک سپرد، این کلمات را که حاکی از درد دل علی (ع) و جگر سوخته او بود خطاب به قبر رسول خدا(ص) فرمود:« ای پیامبر خدا، از من و از دخترت که به دیدار تو شتافته و در کنار تو در زیر خروارها خاک خفته است بر تو درود باد؛ خدا مشیتش بر این تعلق گرفت که او پیش از دیگران به تو بپیوندد. مرگ او شکیبایی از من برده و خویشتن داری از کفم ربوده است اما آنچنان که در فقدان تو شکیبایی پیشه ساختم در مرگ دخترت چاره ای جز بردباری ندارم، که شکیبایی بر سختی ها سنت است. ای پیامبر خدا شما بر روی سینه ام جان دادید و من خود با دستانم شما را به خاک سپردم. قرآن پیامش آن است که پایان زندگی همه بازگشت به سوی خداست.
هم آکنون امانت به صاحبش رسید، زهرا از دستم رفت و در کنارت آرمید. ای پیامبر خدا در پس او آسمان و زمین زشت می نماید و هیچ گاه اندوهم را پایانی نیست. شبم در بی خوابی سپری می شود و غم هماره در خانه لانه کرده است، که این دو از من جدا نگردد تا اینکه خداوند سرایی که تو در آن مقام کردی برایم برگزیند. مرگ زهرا برایم غصه ای بود که دل را خون کرده و اندوهی است که به جنبش و جوشش در آمده است.
چه زود جمع ما به پریشانی کشیده است. شکایت خود را به درگاه خدا برده، دخترت را به تو
می سپارم.
او برای تو خواهد گفت که امتت پس از تو بر وی چه ستم ها روا داشتند. آن چه خواهی از او بجو و هر چه خواهی به او بگو تا گره از دل خود بگشاید و خونی که خورده بر آورد و خدا که بهترین داوران است میان او و ستم کاران داوری نماید. سلام من بر شما سلام وداع کننده ای است که نه دلتنگ است و نه خشمگین.
اگر می روم رفتنم از روی ملامت و خسته جانی نیست و اگر می مانم ماندنم از روی بد گمانی به خدا نمی باشد و چون شکیبایان را وعده داده است در انتظار پاداش او می منانم که هر چه هست از اوست و شکیبایی نیکوست. اگر بیم چیرگی ستم کاران نبود در کنار مزار تو ای فاطمه می ماندم و درنگ در نزدت را همچون معتکفان بر می گزیدم و بسان مادر جوان مرده ای بر این مصیبت گران می گریستم.
خدا گواه است که دخترت پنهانی به خاک سپرده شد. هنوز یک چند روزی از مرگ تو نگذشته بود و نام تو از زبان ها نیفتاده بود که حق او بردند و میراثش خوردند.ای پیامبر خدا درد دل با تو در میان می نهم و دل را به یاد تو خوش می دارم که درود خدا بر تو و سلام و رضوان خداوندی ازآن فاطمه(س) ».
تا حالا شده يه سؤالي يا يه مسئله شرعي داشه باشي و بخواي جواب اين سؤال رو مستقيم از مرجع تقليد خودت بگيري؟ تا حالا شده بخواي چت كردن تو محيط مذهبي رو تجربه كني؟ اگه جوابتون مثبته به ادامه مطلب توجه كنبد:
خب براي اين كار شما بايد نرمافزار ارتباط شيعي رو داشته باشيد و ما اين كار رو براي شما آسون كرديم.چطور؟اينطور:
اگه سمت چپ صفحه(قسمت پيوند) نگاه كنيد لينكي د اريم به نام «دريافت نرمافزار جهت چت كردن با مراجع تقليد» روي اين لينك كليك كرده و نرمافزار رو دانلود ميكنيد. بعد از دانلود، اون رو بر روي رايانه خود نصب ميكنيد(اين كار ديگه راحته). خب دوباره بر ميگردين تو وبلاگ و باز هم قسمت پيوند زمانهاي پاسخگويي مرجع تقليد خود را نگاه كرده و در اون زمان نرمافزار خود رو اجرا ميكنين. از شما شناسه كاربري و كلمه عبور ميخواد، براي اين دو قسمت شما اين كار رو ميكنين:
شناسه كاربري رو يكي از اين كلمات: « user1,user2,user3,user4,user5,user6, user7,user8,user9»
كلمه عبور هم فقط عدد «2» رو وارد كنين.
به همين راحتي شما وارد محيط نرمافزار ميشين. براي بقيه مراحل هم فقط لازمه كه سمت چپ اين نرم افزار روي علامت سؤال كليك كنيد و راهنماي كامل اون رو به صورت كاملا فارسي و به صورت گرافيكي مشاهده كنيد.
مطمئن باشيد كه پشيمون نميشين
َالسلام و عليک يا اباصالح المهدي ادرکني
خدا کند تو بيايي
پيامبر گرامي اسلام(ص):
افضل اعمال امت من انتظار فرج است از خدواند عزوجل
حضرت صاحب الزمان مهدي موعود(عج):
ما هيچگاه شما را فراموش نمي کنيم و از ياد شما غافل نمي شويم.
باز آي و دو چشم انتظار ما
از طلعت خود نماي نوراني
ما تشنه جرعه وصال تو
تو چشمه کوثري و رضواني
بنماي رخ اي جمال سبحاني
خدا کند تو بيايي
از عمق ناپيداي مظلوميت ما، صداي آمدنت را وعده مي داد. صدا را، عدل خداوندي صلابت مي بخشيد و مهر رباني گرما مي داد و ما هر چه استقامت، از اين صدا گرفتيم و هر چه تحمل از اين نوا دريافتيم در زير سهمگين ترين پنجه هاي شکنجه تاب مي آورديم که شکنج زلف تو را مي ديديم در کشاکش تازيانه ها و چکاچک شمشيرها، برق نگاه تو تابمان مي داد و صداي گامهاي آمدنت توانمان مي بخشيد.رايحه ات که مژده حضور تو را بر دوش مي کشيد مرهمي بر زخمهاي نو به نومان بود و جبر جانهاي شکسته مان. دردها همه از آن رو تاب آوردني بود که تو آمدني بودي . تحملشدائد از آن رو شدني بود که ظهورت شدني بود و به تحقق پيوستني. انگار تخم شبز بوديم که در خاک انتظار تاب مي آورديم تا در هرم خورشيد تو به بال و پر بنشينيم.
سنگيني بار انتظار بر پشت ما سنگيني بک سال و دو سال نيست سنگيني بک قرن و دو قرن نيست. حتي از زمان توديع يازدهمينخورشيد نيست. تاريخ انتظار و شکيبايي ما به آن ظلم که در عاشورا بر ما رفته است بر مي گردد. به آن تبرها که از کمان قساوت برخاست و بر گلوي مظلوميت نشست. به آن سم اسبهاي کفر که ابران مظهر توحيد را مشبک کرد. به آن جنايتي که دست و پاي مردانگي را بريد.
از آن زمان تا کنون ما به آب حيات انتظار زنده ايم . انتظار ظهور منتقم خون حسين. تاريخ استقامت ما از آن زمان هم دورتر مي رود. از عاشورا مي گذرد و به بعثت پيامبر اکرم مي رسد. هم او در مقابل همه جهل و ظلم و کفر و شرک و عناد و فسادي که جهان آن زمان را پوشانده بود و وعده مي فرمود که کسي خواهد آمد نامش نام من، کنيه اش کنيه من، لقبش لقب من. دوازدهمين وصي من خواهد بود و جهان را از توحيد و عدل و عشق و داد پر خواهد فرمود. اما تاريخ صبر و انتظار ما به دورترها برمي گردد. به مظلوميت و تنهائي عيسي. به غربت موسي. به استقامت نوح و از همه اينها گذر مي کند تا به مظلوميت هابيل مي رسد. انتظار و بردباري ما را وسعتي است از هابيل تاکنون و تا برخاستن فرياد جبرئيل در زمين و آسمان و آوردن مژده ظهور امام زمان.
آري و در آن زمان هستي حيات خواهد يافت. عشق پر و بال خواهد گشود و در رگهاي خشکيده علم و جهل با خاک، انس جاودان خواهد گرفت. شيطان خلع سلاح خواهد شد.انسان بر مرکب رشد خواهد نشست و عروج را زمزمه خواهد کرد.
آمنه مجلسي ميرزا عبدالله افندي اصفهاني در کتاب رياض العلماء مي نويسد :
« آمنه خاتون دختر ملا محمد تقي مجلسي بانويي عالم، بزرگوار، صالح و پرهيزگار بود. او همسر ملا محمد صالح مازندراني بود و همسرش با نهايت فضل و دانشي که داشت در حل بعضي عبارات " قواعد الاحکام " از وي کمک مي گرفت. او خواهر استاد استناد " ملا محمد باقر مجلسي " است».
سيد محسن امين در کتاب اعيان الشيعه نام او را دو جا ذکر مي نمايد :
ابتدا با عنوان « دختر ملا محمد تقي مجلسي معروف » از او ياد مي کند و مي نويسد : " از زنان فاضله است " و از اوست : شرحي بر الفيه و شواهد سيوطي. قبرش در مقبره فولاد اصفهان است و بعضي از اشعارش که بر سنگ قبرش نوشته شده بيانگر وفور آگاهيهاي ادبي اوست . »
در ديگر جا از او به عنوان " آمنه بيگم" نام مي برد و مي نويسد آمنه بيگم يا آمنه خاتون دختر ملا محمد تقي مجلسي اول و خواهر ملا محمد باقر مجلسي دوم بانويي دانشمند، با فضيلت و پرهيزگار بود . ملا محمد صالح مازندراني مولف " حاشية المعالم" با او ازدواج کرد . و از او صاحب دو فرزند به نامهاي آقا هادي و آقا نورالدين محمد شد.
شرح حال اين بانوي بزرگوار را شيخ عباس قمي در کتاب " الکني و الالقاب " و محلاتي در کتاب " رياحين الشريعه " آورده اند